یکی از سنگتراشان نابینا بنام لویی بوریت "Louis Bourriette  " چشمها یش را در آب شست و به خاطر ایمانش "بانوی ما" هدیۀ بینایی را به او اعطا کرد. مادری از روی نا امیدی نوزاد در حال مرگش را که از طرف پزشکان امیدی برای زنده ماندنش داده نشده بود در آب آن چشمه غوطه ور کرد نوزاد بلافاصله سلامتی و تندرستی کامل را بازیافت. حالا دیگر بی اعتقادی و شکاکی جمع حاضر از بین رفته بود. مردم به مبشرّان آن واقعه تبدیل شدند.

"بانوی ما" در این مرحله آمادۀ اعلام پیغامش برای عموم شده بود. وی به برنادت فرمان عمل دیگری را که نمایانگر فروتنی و توبه " برای گناهکاران" بود را در خواست کرد. این بار جمعیت پیروهر یک از اعمال برنادت بودند.

این وقایع در دهمین ظهور یعنی 26 فوریه رخ داد. " بانوی ما " ناله کنان سرمیدهد " توبه، توبه و توبه" او از برنادت میخواهد         " بخاطر گناهکاران زمین را ببوسد" . برنادت بروی زانوهایش خم شده در حال بوسیدن زمین مسیر را از پائین سراشیبی غار که به رودخانه منتهی  می شد بطرف بالا طی کرد. جمعیت حاضرنیزاعمال وی را به همان گونه تکرار میکردند. این مراسم برای مدتی ادامه داشت. بنا به وعدۀ بانوی ما برای نشان دادن الگویی که همانا فروتنی و دعا بود که میتوانست اروپا را از بحران و مشکلات آن زمان نجات دهد. این را میتوان از بررسی های محققان نتیجه گرفت.

"بانوی ما" از همان ابتدا شرایط مقبول کردن پیغام لورد را برای جهانیان میسر ساخت. شواهد بررسی ومقبول موجود و جهت مطالعه و مشاهده برای عموم، چه ایماندار و غیره وجود دارد.

مریم مقدس، برنادت را در برابر تمامی انتقادات معتبر مصون ساخت. در ظهورهای اولیه حضور متمادی انبوه جمعیت در غار ماسابییل " Massabielle " توجه یکی از مقامات رسمی پلیس لورد بنام جاکومت "M. Jacomet " را جلب کرد. او برنادت را چندین بار مورد بازجویهای دقیق و آزمایش با شیوه های پیشرفتۀ شناخته شدۀ آنزمان برای اثبات تخیلی بودن قضیه را انجام داد ولی هیچگاه موفق نشد. از اینرو موضوع را "درجۀ سوم" تشخیص داد و نهایتاً او پرونده را از هر گونه اتهام و خطا مبرا دانست. تنها حکمی که به پدر برنادت داد این بود که او را از حضور درغار ماسابییل" Massabielle " بر حذر کند.

فرد حاضر دیگری که در تحقیقات این پرونده شرکت داشت جناب م. استرید "M. Estrade " بود. او محقق روشنفکری بود که بدواً امکان ظهور را کاملاً رد میکرد ولی تحت تأثیر بی ریایی و صداقت دختر چهارده ساله واقع شده بود. او گزارش آن واقعه را بصورت " امکان وجود خیال پردازی" تحویل داد. ولی بعداً که خلاف آن ثابت شده بود به یکی از مبلغین و مبشران برنادت تبدیل شد. هیئتی از پزشکان که اعتقادی به رویدادهای خارق العاده نداشتند، برنادت را به جنون متهم کردند و تصمیم گرفتند تمام واقعه را انکار کنند. آنان این عملکرد را نتیجۀ خیال پردازی تشخیص دادند. با ذکراین ملاحظه که برنادت در نظر عموم به خلسه فرو رفته بود. در نتیجه دادستان اعلام کرد که بر طبق تفسیر آزادی بیان ، هیچکس حق تکثیر چنین خبری را ندارد و هر کس که رعایت نکند به ارتکاب تکثیر دروغ محاکمه و زندانی خواهد شد.

تمام شمایل و نشانه های مذهبی را از غار جمع آوری کردند و آن محل منطقۀ غیر مذهبی اعلام شد. اشیاء و شمایل به صاحبان آن برگردانده شد. دیری نپایید که مجدداً غار توسط صاحبان آن اشیاء مجلل گردید. نقشۀ بعدی ، دستگیری و به زندان انداختن برنادت بود. ولی تهدیدی که هیچگاه عملی نشد. مقامات رسمی لورد به دلیل پشتیبانی مردم از برنادت از زندانی کردن وی واهمه داشته اند. شهردار لورد که از غیبت مقامات روحانی کلیسا مطلع بود، درخواست جلسه ای رابا کشیش پیرامال "Peyramalle " کرد که با عکس العمل غیر مترقبۀ او برخورد کرد. او گفت: " پزشکان شما هیچ تشخیصی دال بر بیماری روانی او مشاهده نکرده اند." و ادامه داد: " به چه جرأتی شما بیانیه ای را منتشر کرده اید؟ یافته هایتان تماماً بر پایۀ فرضیات است. من مسؤلیتم را به عنوان یک کشیش می دانم. از طرف من به فرمانده ات بگو که مرا در آستانۀ در این خانواده پیدا خواهد کرد. قبل از اینکه دست کسی به یک موی سر این دختر بخورد آنان باید مرا به زمین زده واز روی تنم عبور کنند." مدتی نگذشت که توطئۀ اثبات دیوانگی سپس بازداشت وی منتفی شد. مقامات رسمی از روی نا امیدی جهت خاتمه دادن به آن قضیه ، آخرین تلاش خود را با محاصره کردن غارتوسط موانع انجام دادند. برنادت با تأثر از نبوت گفت: " که موانع آنجا نخواهند ماند ." دوستش پرسید: " آیا خود بخود خواهند افتاد؟" برنادت جواب داد: " نخیر هر کس که آنها را عَلم کرده پایین خواهد آورد."

ادامه مطلب